سازمان

روزی حاکم شهری دستور داد تا باغبان قصر را در میدان شهر گردن بزنند. وزیر حاکم که مردی خردمند بود پیش حاکم رفت تا علت را جویا شود و جان باغبان بیچاره  را نجات دهد.

وزیر پس از انجام تشریفات معمول پرسید: «حاکم به سلامت باد، چه گناهی از این نگون بخت سر زده که چنین عقوبتی بر او رواست؟»

حاکم با نگاهی خشمگین به وزیر گفت: «این نگون بخت که می گویی چند باریست که چون دزدان، به قصر دست درازی می کنند و از دیوار باغ راه فرار می جویند، هر چه در پی دزدان می دود بدانها نمی رسد. بار اول و دوم و سوم را بخشیدیم، ولی  به حتم او را عمدی در کار است. تردید ندارم که این باغبان رفیق قافله و  شریک دزدان است.»

وزیر از شنیدن این موضوع لبخندی زد و گفت: «نه این مرد باغبان و نه هیچ باغبان  دیگری دزدان را دست نتوان یافت. چون او برای حاکم می دود و دزدان برای  خود.»

حاکم از پاسخ وزیر خوشش آمد و از خون باغبان گذشت.

اگر کارکنان، سازمان را از خود بدانند علاوه بر انجام تمام و کمال وظایف  محوله، از انگیزه های لازم برای پیشبرد اهداف و تعالی سازمان نیز برخوردار  خواهند بود.

/ 8 نظر / 7 بازدید
صدیقه

سلام، داستان جالبی بود! اولین مرحله شناخت آفرینش همانا خرد است چشم و گوش و زبان سه نگهبان اویند که لاجرم هر چه نیکی و شر است از همین سه ریشه می گیرد .و افسوس که بدنبال کنندگان خرد اندکند باید که به سخن دانندگان راه جست و باید جهان را کاوش نمود و از هر کسی دانشی آموخت و یک دم را هم برای آموختن نباید از دست داد . فردوسی[گل]

دیارآراتا

اگر وجود خار در گل مایه اندوه ماست ، وجود گل در کنار خار باید مایه شادی ما باشد.

سید@

سلام آپم.... پیامک این روزهای دخترها به همدیگه! . . . . . الهی آخرین خونه تکونی مجردیت باشه. اگر دیدی پیرزنی بر درختی تکیه کرده.... . . . . . . بدان سبد کالا نگرفته ، سکته کرده..

سکوت

وقتی احساس کردی گیرافتادی ودیگه هیچ راهی نیست که خارج بشی,اجازه بده خداواردبشه...!!![تعجب] سلام داستان زیباوپندآموزی بود سروباشیدوسرفراز[گل]

محمدرضا

نعره ی هیچ شیری خانه ی چوبی را خراب نمی کند؛ من از سکوت موریانه ها می ترسم ...! وبلاگ جالبیه ممنون میشم با هم تبادل لینک کنیم -منتظرتون هستم

دريا بيكران

سلام....درود بر شما تامحقق شدن آن راه درازي داريم .[گل]

انسان

کسی که تَمَلّق تو را می گوید یا سرت کلاه گذاشته و یا امیدوار است که بگذارد.