سیدالساجدین،علی بن الحسین(ع)

کاشکیمانیز«فهمیده»بودیم! کاشکیدستیبه«دعا»می‏گشودیم!

کاشکیحتیذره‏ایحقِدوستیِحقرا،ادامی‏کردیموفقطادعانمی‏کردیم!

اگردوستِخدابودیم،هرگزاهلگناهنبودیم!

حقباتواست... ماراستنگفتیم؛دروغگفتیم!

مااین‏سانکهنُمودیم،نبودیم.

مگرمی‏تواندوستدارِکسیبودومُطیعشنبود؟!

مگرمی‏شودحُرمتِآن‏کهرادوستداشت،نگاهنداشت؟

ما،دلبهحقنسپردیم... آبرویعشقرابردیم!

ازدنیابگذرید

«اصحابی؛اِخوانی! علیکمبِدارِالاخِرَهِوَلااُوصیکُمْبِدارِالدُّنیافَاِنَّکُمعَلَیْهاوَبِهامُتَمَسِّکُونَ؛اَمابَلَغَکُمْاَنَّعیسیعلیه‏السلامقالَلِلحَوارِیّینَ: اَلدُّنیاقَنطَرهٌفَاعْبُروُهاوَلاتَعمروُهاوَ...».

ایستادی؛چشمدرچشمما. وقتیلبگشودی،تمامبغضمناگهانترکید؛

«بهدنیا،دلنبندید بارِسفرببندید».



آن‏گاه،اندکیبرآشفتیوازعیسیعلیه‏السلامگفتی... کهاونیزبرآشفتهبود،وبهیارانشگفتهبود:

بَراَمواج،خانهنسازید. بهآبادی‏اشنپردازید.

وما - اما - ویلاهاساختیموفراوانبهآنهاپرداختیم؛هرچندمی‏دانستیمحتی«مولاویلانداشت»! ودنیارابرایاهلشواگذاشت. امافقطوفقطسرودیم. ماراببخش،اگرنااهلبودیم!

ماراببخش

دلمسختگرفته. «هوایخانه‏امابریاست»بهصحیفهسبزتمی‏نگرم.

«انجیلاهل‏بیت»،«زبورآلمحمد»و... حسیغریبدارم. دوستدارمببارم«چونابردربهاران».

ما،بَدیم؛کهبا«قرآن»کنارنیامدیم. گلی - هم - برسرخواهرآننزدیم!

قرآنراکنارگذاشتیموحُرمتِخواهرشرانگاهنداشتیم؛چنان‏که«نهج‏البلاغه»را«دون»نمودیموحتیبهدنبالواژه‏ایدرخوربرایوصفشنبودیم.

ماراببخش،اگرحقبرادریرابهجانیاوردیموبهخواهرقرآن،خیانتکردیم!

برایمتبسمکن

یاعلی!

می‏خواهمتدردنیاومی‏خوانمت؛کهخدانیزدرآخرتمی‏خوانَدَت.

ایزینتِعبادت‏پیشگان؛همدمبی‏نوایان؛بردبارترینبردباران؛شفاعتکنندهفرمانداریمعزولنزدِعبدالملکمروان؛و... شبیه‏ترینکسانبهامیرمؤمنانعلیعلیه‏السلام !

آری،می‏دانمهیچ‏گاهبههیچ‏کس«نَه»نگفتیوبرکسینیاشفتی! چشم‏هایتراازگناهانمفروبند. دردلوجانمگُلکُن. امروزبرایمتبسمکن.

می‏خواهمدیگربهدنیادلشادنباشم. می‏خواهممثلتو«سجاد»باشم.

بهنگاهی،دلشادمکن.

اینجا،هوابراینَفَسکشیدن،کماست؛ازاینقفس،آزادمکن.

موسسه جهانی سبطین

/ 1 نظر / 13 بازدید
انسان

سلام...چقدر این نوشته دلنشینه[گل]