متن ادبی ولادت امام هشتم

به کبوتران حرم غبطه می خورم میثم امانی

اکنون رستاخیز عشق است. زمین، به مهمانی آسمان می رود. اهالی ملکوت، کجاوه هدایت را به دوش گرفته اند. دسته دسته ستاره، پشت در خانه موسی بن جعفر علیه السلام صف کشیده اند تا رضای الهی را در رضای تو بجویند.

دست هایت در دست های قرآن است و خورشید هدایت، از مشرق چشم هایت طلوع می کند. تو آبروی شیعه ای و آبروی اسلام. شیوایی ات، اهل کتاب را به تردید می اندازد. عقل، زیر سایه اندیشه زلالت می نشیند تا گَرد هر چه ناراستی را بزداید و لکه هرچه تردید را بپیراید. قدم که بر می داری، ترس از دو راهی ها محو می شود و گردنه های پیچا پیچ، بزرگراهی می شود مستقیم؛ بی هیچ بیمی از سقوط.

گنبد طلایی

به کبوتران حرم غبطه می خورم که شب و روز، مهمان تواند و اجازه دارند بر شاخه انگشت هایت بنشینند و زمزمه نام تو، غذای هر صبح و شامشان است.

به کبوتران حرم غبطه می خورم که حیاتشان عشق است و مرگشان عشق و لباس احرامشان، بال و پر سپیدشان است؛ تنها کافی است سبکبالانه برخیزند تا در طواف گنبد طلایی ات، برقصند.

محرم حریم

رستاخیز عشق است. عشق، یعنی کبوتر شدن و در امتداد رد پای تو دویدن، یعنی پاک شدن؛ زیرا دل های ناپاک، محرم حریم یار نخواهند شد.

«چشم آلوده نظر از رخ جانان دور است          بر رخ او نظر از آینه پاک انداز غسل در اشک زدم؛ کاهل طریقت گویند

      پاک شو اول و پس دیده بر آن پاک انداز»

 

 

/ 8 نظر / 9 بازدید
مهدی

طولانی ترین قصه های پرغصه نیز ، بالاخره به پایان خواهند رسید؛ با چشمانی پر امید ، صبری لازم است ... هیچ آسمانی نیز همیشه ابری نخواهد ماند.

پویا

کبوتر دل ما ، میل پر زدن دارد میلاد امام رضا مبارک[گل]

khodai

سلااااااام ممنون از تبریکتون.میلاد بر شما مبااااااارک[گل][گل][گل][گل][هورا] متاسفانه تصاویر برام باز نشد.[گل][گل][گل][گل][گل]

دیارآراتا دیارمن شهداد

آن ماه که مهر از نگاهش ریزد / گلبوسه ملک به خاک راهش ریزد درجشن ولادت رضا هر که نشست / ازبارش مرحمت گناهش ریزد امشب که شب خجسته میلاد است / تسبیح فرشتگان مبارک باد است شاد است دل آل محمد اما / بیش از همه دلها دل زهرا شاد است

کمی بالاتر

شما یک آسمان باران نابی برای خشکی چشم خرابی میان کاسه های خالی ما نزول قطره های مستجابی ولادت امام رضا بر شما مبارک

محمدرضا

نیک بختی را می توان در یک شن ساده ی صحرا یافت. چون یک دانه ی شن، یک لحظه از آفرینش است و جهان برای آفریدن آن میلیونها سال وقت گذاشته است.

از مهین آباد

خسته دل از دست صیاد صحن عشقت کرده ام یاد . کن ز مهر اینک مرا شاد همچو آهو در بیابان.